افسردگی در دوران بلوغ دختران

دوران بلوغ

آسیب های دوران بلوغ در دختران چیست؟

برخی از دختران در دوران بلوغ به علل گوناگونی دچار مسائل هیجانی می­شوند. یکی از این عوامل, ترشح هورمون ها است. افزایش چشمگیر سطح استروژن و سایر هورمون های مخصوصِ این مرحله از زندگی به گونه‌ای حیرت‌انگیز بر رفتار نوجوان تأثیر می‌گذارند. به گونه‌ای که حتی دخترانی که خود را با این دوره حساس تطبیق داده‌اند، گاه بداخـلاق و پرخاشگر می­شوند.

سایر عوامل موثر درناهنجاری های دوران بلوغ

استرس­های جدید و بی‌شماری است که  نوجوانان خود را با آن روبرو می‌بینند. دکتر «هودا آکیل» رئیس مؤسسه پژوهش سلامت روانی دانشگاه میشیگان در پژوهشی، پیرامون رابطه میان استرس، مداربندی مغز و افسردگی به این نتیجه رسید که بهترین روش برای فعال کردن سیستم تنش، موقعیت اجتماعی است.

برای تعدادی از دختران، تقلیل و تغییر شکل مداربندی مغز در این دوره، ممکن  است به اختلالات شخصیتی و خلقی منجر گردد. باید به خاطر داشت که این مسائل به طور ناگهانی ایجاد نمی­شوند، بلکه تلفیقی از عوامل ژنتیکی، محیطی، پرورشی و تجربی (همانند هورمون‌ها) سبب بروز مشکل می‌شوند. البته خلق و خو نیز در این میان نقش مهمی ایفا می‌کند؛ به عنوان مثال، تعدادی از دختران به طور ذاتی در مقابل استرس مقاوم‌ترند.

برخی از دختران نیز به کمک خارجی نیازمندند. ممکن است وضعیت هیجانی آنها تحت تأثیر عواملی ابتدایی نظیر کم­خوابی قرار گرفته باشد. البته زمانی که نوجوانان احساس ثبات و پایداری می‌کنند و فراز و نشیب‌های انطباق و سازگاری فروکش می‌کند، نیمی از دختران مبتلابه این مسائل، قادرند به تنهایی بر این نوسانات هیجانی غلبه کنند.

مسائل دوران بلوغ

با این وجود، فقط زن بودن کافی است که خطر اختلالات شخصیتی و خلقی را افزایش دهد. دختران، دو برابر پسران، افسردگی را در جوانی تجربه می‌کنند. مطالعات نشان داده که 20 تا 30 درصد زنان در مقابل 10 تا 15 درصد مردان، در دورانی از زندگی، مشکل بالینی مهمی نظیر افسردگی یا اضطراب را پشت سر می‌گذارند.

هر دختر نوجوانی ممکن است مستعد افسردگی یا اضطراب باشد؛ لذا دختران باید جسم وذهن خود را برای بیان ترس، خشم، غم، عشق و شادی آماده نمایند و اگر یاد نگیرند ماهرانه به افکار و هیجانات خود گوش دهند و از آنها به‌ عنوان سوخت برای تغییر و رشد استفاده کنند، به احتمال زیاد به افسردگی، ترس و اضطراب شدید، اختلال شخصیتی و بیماری­های جسمی مبتلا می­شوند 

افسردگی دختران

 انزوا و تنهایی

دوره بلوغ، مرحله انسجام هویت است. هنگامی که هویت به اندازة کافی انسجام یابد، امکان ایجاد یک نوع صمیمیت واقعی با دیگران فراهم می‌شود. صمیمیت در زمینة دوستی یا خواستن خواسته‌ها و آرمان­های یکسان یا هر زمینه دیگر، هم جنبه‌ای روانی‌ ـ‌ اجتماعی دارد و هم گونه‌ای از درآمیختن با دیگری است. در ترکیب با دیگری، هویت‌ها در یکدیگر حل نمی‌شوند و هر یک موجودیت خود را حفظ می‌کنند.

البته گاه پیش می‌آید که نوجوان نمی‌تواند تجربه‌ای درونی از صمیمیت داشته باشد. به عبارت روشن­تر، فرد نمی‌تواند «صمیمی» باشد. در این گونه موارد ممکن است فرد از تصور تجربة صمیمیت با دیگری دچار اضطراب و تشویش شود و یا اینکه ذاتاً توانایی صمیمی شدن با دیگران را نداشته باشد.

در این حالت، به ناچار روابط شخصی با دیگران شکل قالبی به خود می‌گیرد که احساس تنهایی و انزوای عمیق، نتیجه‌ای از آن است .در این رابطه نیز دختران در سنین بلوغ رغبتی به انزوا پیدا می‌کنند. گاهی ساعت‌ها تنها می‌مانند و در تنهایی در افکار دور و دراز خود غرق می‌شوند.

آنان لذت تنهایی و در خود فرو رفتن را در خود کشف کرده‌اند. پیش از این نیز شادی ها و ملال ها داشته‌اند، امّا آنها را خیلی زود به دست فراموشی سپرده‌اند و حالا دوست دارند به احساسات تلخ و شیرین خود برگردند تا طعم شیرین شادی­ها و یا تلخی اندوه‌هایشان را بچشند.

رؤیاها و تخیلات

شکفتگی تفکر دختران نوجوان با رشد تخیل، شکفته شدن عواطف و زندگی احساسی بسیار قوی، همزمان است. همزمان بودن این امور تا حدودی می‌تواند توجیه کننده سیستم‌های موجود در انطباق نوجوان با واقعیت باشد.

واقعیت برای او در بردارنده مشکلات فراوان است، احساس می‌کند دیگران او را به درستی نمی‌فهمند و تمامی تلاش­هایی را که برای اثبات وجود خود انجام می‌دهد، نفی می‌کنند و هر لحظه او را به موقعیت غیرمستقل بازگشت می‌دهند. بنابراین می‌کوشد به کمک تخیل، کمبودها را جبران کند.

 امّا هر گاه فاصله میان رؤیا و واقعیت از میان می­رود و واقعیت در رؤیا حل می­شود، رابطه او با دنیای خارج نیزمختل می­گردد و این امر یکی از خطراتی است که دختران را در دوره بلوغ تهدید می‌کند. گاهی نیز به جای آنکه احساس کمبود در رؤیا جبران شود در واقعیت جبران می‌گردد. در این­گونه موارد فرد به سمت عمل­گرایی تمایل می­یابد. این «انتقال به عمل» مکانیسمی است که اغلب در بزهکاری­های نوجوانی دیده می‌شود .

رویا پردازی دختران

بنابراین، دختران به کمک تار و پود خیال برای خود دنیای رؤیایی می‌سازند. محتوای این­گونه رؤیاپردازی­ها برحسب علایق نوجوان و محیط تربیتی‌اش متفاوت است؛ گاهی دختر نوجوان آن­چنان محبوس رؤیا و تخیل است که تخیل برایش از واقعیت، واقعی‌تر می‌شود.

 به داستان‌سرایی می‌پردازد؛ کوچکترین جزئیات عشق را که تنها مخلوق ذهن اوست برای دوستانش شرح می‌دهد و انتظار دارد آن را بپذیرند. این نیاز گاه آن چنان شدت می­یابد که نوجوان برای خود نامة عاشقانه می‌نویسد و آن را به دیگران نشان می‌دهد.

بنابراین، حفظ تعادل یا پیدا کردن میزانی درست از واقعیت و تخیل برای او مشکل است. از سوی دیگر، این تخیلات رمانتیک برای یک رشد طبیعی و مـوزون در جـهت «زن شـدن» و زندگی عاطـفی و مـعنوی ضـرورت دارد.

  • نویسنده : مدیر سیستم
    • امتیاز :
    • 3
    • 2
  • تاریخ انتشار : 1395/10/27
  • تعداد مشاهده : 3382 بار
نظرات کاربران
Negar

Negar

                چرا نوشته اید عشق تنها مخلوق ذهن دختران و خانم ها است؟
این حرف شما توهین آمیز تلقی می شود و اقدامات زنانی موفقی که هرگز ازدواج نکرده و عاشق نشده اند را زیر سوال      می برد.
برایتان متاسفم که چنین تفکر کوته بینانه ای نسبت به زنان دارید.
            
پاسخ دادن 3 1

نظر شما

ایمیل شما نشر نخواهد شد.فیلد های ضروری با * نشانه گذاری شده است.

تصویر امنیتی

پیام شما بعد از بررسی نمایش داده خواهد شد

نظر خود را بنویسید